با یه حس خوب نشسته بودم به کتاب خوندن. بشقاب میوه کنارم بود و دونه دونه گیلاسها رو میخوردم حین خوندن. انگشتم قرمز شده بود، میخواستم بزنم صفحه بعد اما سعی میکردم قرمزی گیلاسی دستم روی صفحه سفید کتاب ننشینه. بعد با خودم فکر کردم لحظه ی به این قشنگی ارزش حک شدن نداره؟ با انگشت قرمز صفحه رو ورق زدم...
بعد از ظهر ِ گیلاسی :)
خیلی هم خوب
بیش باد :)
--
خوشحالم که از روند کار با دکتر ص. راضی هستی :)
حالا شانس آوردید گیلاس بوده میخوردید

اگه آلبالو می بود که همه کتاب قرمز میشد