خوابم... اما همیشه وقتی خوابم هم میدونم که خوابم.
صدای موبایل توی اتاقم میپیچه... اساماس دارم. میدونم که نصفه شبه... اساماسای نصفه شب همیشه هیجان انگیزن! چشممو باز میکنم. یه حس عجیبی وجودمو میگیره. دوست دارم حدس بزنم اون اساماس چیه؟ کی فرستادش؟ حتمن یکی نصفه شب خوابمو دیده و از خواب پریده و نتونسته جلوی خودشو بگیره و اس ام اس داده!!! سعی میکنم حدس بزنم کیه... نمیشه حدسی زد... سعی میکنم انتخاب کنم دوست دارم از کی باشه... اما قبل از اینکه ذهنم کسی رو انتخاب کنه میپرم و گوشیمو بر می دارم...
یه شماره عجیب 5 رقمی... و کلی عدد و رقم...
شهری...
بین شهری...
پیام کوتاه...
و...
اولش معنی این اعدادو نمیفهمم... اما بعد چند ثانیه... تنها چیزی که توی دلم میگم اینه...
تف تو روحت ای مخابرات! نصفه شبم ولمون نمیکنی...
وقتی به تختم برمیگردم همش دارم فکر میکنم خدایا چرا این دوره اینقدر زیاد شده صورتحسابم؟
PS: یه نظریه هست که میگه حداقل دونفر توی این دنیا هستن که حاضرن به خاطرت بمیرن... یه نظریه دیگه هم هست که میگه آدمها میتونن با 9 تا لینک به هر آدمی! هر آدمی! توی این دنیا مرتبط بشن! منم دلم میخواد یه نظریه بدم... یکی توی این دنیا هست که ممکنه شب و روز به تو فکر کنه! بدون اینکه تو حتی فکرشو بکنی. بدون اینکه حتی به ذهنت خظور کنه. پس خدا رو شکر کن. شکر کن به خاطر داشتن کسی که تو شاید حتی نشناسیش اما اون شب و روز به یادته. خدا رو شکر کن.
برای من

